۱۳۹۸/۰۴/۲۳ ۱۳:۴۱ ۷۳
طبقه بندی : یادداشت
چچ
شهروند هوشمند

شهروند هوشمند

امروزه متولیان شهرها، شهر را صرفا محیطی متشکل از سنگ و آجر و چوب نمی بینند بلکه معتقدند که ساکنین شهرها و تعاملات اجتماعی بین آنهاست که شاکله اصلی شهرها را می سازد .انسانهایی که دارای صفتی مشترک یعنی زندگی در کنار هم هستند که به واسطه این اشتراک و بهره گیری از قوانین و تکالیف جامعه مدنی به عنوان شهروند شناخته می شوند.
حتی شهرهای هوشمند که به عنوان راه حل موثر این دوران ازآن یاد می شود و قالب نگاه در آن به فناوری اطلاعات و تکنولوژی است نیز جایگاه ویژه ای برای شهروند در نظر گرفته و ضمن اینکه یکی از ابعاد شهر هوشمند را شهروند هوشمند بر میشمارد ،عامل اصلی موفقیت خود را نیز با این موضوع یعنی شهروند هوشمند پیوند می زند.
اما گاها متولیان عرصه تکنولوژی و هوشمند سازی از این عنصر غفلت نموده و فراموش میکنند که عامل اصلی موفقیت تکنولوژی در شهرها بهره گیری هرچه بیشتر شهروندان از آن است. از این رو گاها محصولاتی تولید می شود که نیاز شهروند و راحتی وی در کار با تکنولوژی به فراموشی سپرده شده و حتی این محصولات تولید شده با فرهنگ و زندگی مردم فرسنگ ها فاصله دارد.
آگاهی لازم به وی در بهره مندی از امکانات فناوری داده نشده و آموزش های لازم نیز برای بکارگیری ابزارهای جدید نیز وجود نداردو با این اوصاف توقع بر استفاده از تکنولوژی و هوشمند سازی شهرها توقعی بیهوده و خالی از دانش و آگاهی کافی است. امام باید دانست هوشمندی زمانی محقق می شود که شهروندهوشمند شود و متولیان این شهر و بسته سازان این عرصه، نیازهای شهروند را به درستی شناسایی نموده و محصولی متناسب با این نیاز تهیه نمایند. کما اینکه آگاهی و آموزش لازم راب رای وی فراهم آورند تا محصولات و خدماتی که تولید می شود، فقط در همان فضای تولید کنندگان باقی نماند. گاها دیده می شود تعداد بهره گیران از این محصولات در طول یک سال به تعداد انگشتان دست نیز نمی رسد.
اما شهروندی که در شهر هوشمند قرار است زندگی کند کیست؟؟
شهروندی که در شهر هوشمند زندگی میکند ، شهروندی است که دانش کافی برای این حضور را دارد به طوریکه از این پیشرفت ها آگاهی دارد و با زمینه هایی که برای وی پیش بینی شده است آموزش های لازم را نیز داده است و حضوری پررنگ در بهره برداری از فناوری در شهر دارد و در ایجاد شهری هوشمند نقش آفرین است و در کنار آن همواره با محیط اطراف خود که خواه اشیاء و خدمات باشد و خواه شهروندان دیگر و مدیران شهری است تعامل مثبت دارد و از امکانات فراهم شده در زمینه هوشمند سازی بهره میگرد و هم تاثیر پذیر است و هم تاثیر گذار.در حقیقت در تداوم این بستر تلاش بی شائبه ای دارد و حس مشارکت در اجتماع در وی ایجاد شده است و میداند که این مشارکت در بکارگیری ابزارها و خدماتی که برای وی در هوشمند سازی شهر استفاده شده است در حقیقت نقطه عطفی برای بالا رفتن کیفیت زندگی خود و خانواده اش می باشد و این موضوع به تحقق عدالت اجتماعی در شهرها نیز کمک میکند.
شهروند هوشمند باید بداند که در شهرهوشمند مسئولین و متولیان شهر شفاف در اختیار شهروندان است و حقوقی که برای شهروند تعیین شده است قابل احصاء و غیر قابل اغماض و چشم پوشی است. و این ها کمک میکند تا عدالت اجتماعی در همین بستر شکل گیرد.
دیگر متولیان شهر نمی توانند فارغ از نیاز مردم و بدون خواسته های آنها تصمیم بگیرند زیرا در شهر هوشمند ابزارهای این نوع مشارکت ها نیز چیش بینی شده است تا جائیکه حکمرانی هوشمند که برگرفته از همین موضوعات است به عنوان یکی از ابعاد اصلی ایجاد شهر هوشمند پیش بینی است که آن هم کمک شایانی در تحقق عدالت اجتماعی در بهره گیری از امکانات در شهر خواهد نمود.
خلاصه مطلب اینکه شهروند هوشمند در شهر هوشمند می تواند با دانش و آگاهی که بدست می آورد و با بهره گیری از ابزارهای مشارکت، نه تنها در ساخت شهر هوشمندکمک کند بلکه با تحقق عدالت اجتماعی از طریق ابزارها و خدمات ایجاد شده در بستر شهر هوشمند نقش اصلی در افزایش کیفیت و بهتر زیستن خود و خانواده داشته باشد.
سید رحمان میرزائیان
منبع:مجله کنترل کیفیت شماره 97
 

اولویت: متوسط